نمی دونم چی بگم !
حس بی ارزش بودن و بازیچه قرار گرفتن هم یه طرف دیگش .
مسخره تر و دردناک تر اینه که فقط یه ناظر باشی و کاری نتونی انجام بدی .
خونه نشین که هستیم ، اتاق نشین هم که شدیم ، سوزونده هم که بشیم اون یه وجب
(البته برا من یه کم بیشتر از یه وجبه ) جا رو هم لازم نداریم .
تعارف نداریم هممون می دونیم که به این زندگی به اصطلاح مجازی عادت کردیم.
دلیلش هم اینه که تو این فاز کسی با کسی رودربایستی نداره .کم پیش میاد که دورویی مجال
خودنمایی داشته باشه . شما اهالی پی تی که خیلی خوب میدونین چی میگم.
تو دنیای سه بعدی یا به قول آزا جان رییل لایف سیچوایشن کم اند اونایی که برا شخصیت
واقعیت تو رو دوست داشته باشن. ولی اینجا تو دنیای کوچیک خودمون اون بعد ارتفاع و نگاه از بالا
معنایی نداره .هر کی تفکرش باز تر و باارزشتر سطحش بزرگتر ... .
نمی خوام گلایمو پیش اون عادل بزرگ ببرم چون ظاهرا برا نمود عدالت محضش میگن که همه جا
باید بوی گند بگیره .
"روزها بگذشت و ... روزگار پي تي گردي ما هم به خاطره ها پيوست...
وعده’ ديدار...شايد روزي روزگاري...وبلاگ من...
تا اون روز...يا حق! "
این خداحافظی یکی از دوستای خوب و هنرمندمه. امیدوارم رومونو زمین نندازه و فراموشمون نکنه .

)
(بر اساس تصوراتم از کارتون کماندار نوجوان )!
ولی فقط من متوجهش شدم ( چرا همیشه من ؟ )ولی خودمو با همون


