مُعَمَّر محمد القَذّافی —مشهور به سرهنگ قذافی— (زاده ۷ ژوئن ۱۹۴۲)، سیاستمدارِ انقلابی و رهبر لیبی است. وی در اول سپتامبر سال ۱۹۶۹ میلادی با کودتایی نظامی حکومت محمد ادریس سنوسی، پادشاه وقت لیبی را سرنگون ساخت. وی پس از کودتا، حکومت لیبی را به جمهوری عربی لیبی تغییر داده و خود رهبر لیبی شد.[۱] حکومتِ طولانی مدتِ سرهنگ قذافی از کودتای ۱۹۴۲ تا کنون، یکی از دارندگان طولانیترین دورههای زمامداری در طولِ تاریخ را به وجود آوردهاست.[۲] در طی دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ میلادی، لیبی تحت رهبری قذافی، از سوی غربیها، یک ایالت ناحیهای بهحساب میآمد،[۳][۴] که ستم ناشی از اختلافات داخلی، تروریسم، قتل و غارت توسط رهبران را نشان میداد، که در این اثنا قدافی مبادرت به اندوختن چندین بیلیون دلار ثروت برای خودش و خانوادهاش کرد.[۵] قذافی برپایهٔ فلسفهٔ سیاسی و ملیگرایانهای که در کتاب سبز تشریح کردهاست، در سال ۱۹۷۷ نام جمهوری عربی لیبی را به جماهیریه[پ ۱] تغییر داد. وی در سال ۱۹۷۹ میلادی لقب نخستوزیر را کنار گذاشت و از آن پس «برادرْ رهبر» و یا «راهنمای انقلاب سوسیالیست لیبی» نامیده شد.[۶][۷] قذافی از حامیان شرکت آُپیک بود که تور پانآفریکان برای ایالات متحده آفریقا را رهبری کرد.[۸] پس از بمباران لیبی در سال ۱۹۸۶ میلادی و تحریمهای اقتصادی بر ضد این کشور از سوی سازمان ملل، تغییراتی در رفتار لیبی صورت گرفت. این تغییرات عبارتنداز: برقراری روابط قتصادی و همکاریهای امنیتی نزدیک با غرب، همکاری و شرکت در بررسی پرونده حمایت لیبی از تروریسم؛ پرداخت غرامت به بازماندگان حوادث تروریستی منتسب لیبی؛ کنار نهادن برنامه دستیابی به سلاح هستهای. مجموعه این تغییر رفتارها منجر به برداشته شدن تحریمهای سازمان ملل متحد بر علیه لیبی در سال ۲۰۰۳ میلادی شد.
معمر قذافی در فوریه ۲۰۰۹ میلادی به عنوان رئیس دورهای اتحادیه آفریقا انتخاب شد.[۹]
در فوریه ۲۰۱۱ گروهی از معترضان سیاسی که از مخالفان و معترضان جدید تونس و مصر و دیگر بخشهای جهان عرب الهام گرفته بودند برضد دولت قذافی در لیبی بهپا خواستند و این موضوع بهسرعت به یک شورش عمومی مبدل شد. قذافی عهد کرد که در برابر شورشیان و نیروهای خارجی مقاومت کند تا در راه وطن شهید شود.[۱۰][۱۱]
قذافی (سمت چپ) بههمراه رئیسجمهور وقت مصر جمال عبدالناصر در ۱۹۶۹
معمر قذافی در سال ۱۹۴۲ میلادی یک خیمه بیابانی در منطقه صحرا در نزدیکی سرت به دنیا آمد.[۱۲][۱۳] خانواده او به یک قبیله کوچک از بربرهای عرب شده بهنام قذاذفه تعلق داشت که از طریق چوپانی در بیابان هون امرار معاش میکردند. او هنگامی که پسربچهای بیش نبود به مدرسه ابتدایی اسلامی رفت. در آن هنگام حوادث عمدهای در جهان عرب در حال رخ دادن بود. شکست عربها از اسرائیل در سال ۱۹۴۸ میلادی و بهقدرت رسیدن جمال عبدالناصر در مصر به سال ۱۹۵۲ میلادی، عمیقاٌ او را تحت تاثیر قرار داد. او تحصیلات دوره متوسطه را زیر نظر یک معلم خصوصی در مصراته به اتمام رساند. در لیبی مانند دیگر کشورهای عربی، اجازه تحصیل در رشتههای علوم نظامی و ورود به ارتش و کسب یک شغل نظامی، بعد از استقلال فراهم شد.[نیازمند منبع] حرفه نظامی امکان تحصیل در مقاطع بالاتر را فراهم میساخت و رفاه اقتصادی و اجتماعی به همراه داشت و برای بسیاری تنها راه رسیدن به فعالیتهای سیاسی بود. برای قذافی و بسیاری از افسران تحت فرمانش که توسط گروه ناصر تحت عنوان ملیگرایی عربی و همچنین انزجار و دشمنی با اسرائیل تحریک و تشجیع میشدند حرفه نظامی برای آنها حرفه انقلابی بود. قدافی در سال ۱۹۶۱ میلادی وارد دانشکده افسری بنغازی و به همراه همدورهایهایش در سال ۶۶-۱۹۶۵ میلادی به عنوان مستشار نظامی فارغالتحصیل شد.قذافی در همین زمان به نهضت افسران آزاد پیوست. ناامیدی و شرمساری از جانب آن دسته از افسران لیبی که در زمان شکست ارتش عربها در سه جبهه در سال ۱۹۶۷ میلادی حضور داشتند کاملاً احساس میشد. اولین جرقهها برای براندازی نظام سلطنتی لیبی در این زمان در ذهن قذافی جوان شکل کرفت. او مطالعات و تحصیلات بیشتر را در اروپا ادامه داد. بیشترین بخش شایعات دربارهٔ قذافی مربوط به این دوره است او به مدرسه نظامی سلطنتی سندهرست[پ ۲] نرفت[۱۴] بلکه آموزشهای نظامی را در دانشکده افسری هلنیک[پ ۳] در شهر آتن یونان[۱۵] و برخی از مناطق بریتانیا گذراند.[۱۶]
دوران قدرت
کودتای نظامی
در اول سپتامبر ۱۹۶۹، گروه اندکی از افسران سال سوم دانشکده افسری به رهبری معمر قذافی، یک کودتای بدون خونریزی را علیه شاه ادریس، هنگامی که برای درمان به ترکیه رفته بود ترتیب دادند. برادرزاده شاه ادریس یعنی سید حسن الرضا المهدی السانوسی به وسیلهٔ افسران نظامی شورشی عزل و در خانه حبس شد. آنان سلطنت را برانداخته و جمهوری عربی لیبی را پایه گذاشتند.[۱۷] یک نقشه عبارت بود از استفاده از سربازان مزدور برای احیای سلطنت که بوسیله دیوید استرلینگ، پایهگذار سرویس هوایی ویژه بریتانیا و از نزدیکان خانواده سلطنتی لیبی انجام شد نقشه دوگانه تعیین هیلتون به عنوان یک مرجع کنایهای در زندان های لیبی بود همین امر باعث انتقال ۱۵۰ زندانی سیاسی از زندان تریپولی شد. مزدوران از این مناطق کاملا خود را کنار کشیده بودند. علیرغم اطمینان استرلینگ، نقشه در مرحله پایانی به وسیله سرویس اطلاعاتی بریتانیا انجام شد. چون دولت ایالات متحده احساس کرد که قذافی ضدمارکسیست است مخالفتی نکرد.[۱۸][۱۹]
سرکوب سیاسی
کمیتههای شورشی قذافی کاملاً مشابه با سیستمهای موجود در کشورهای کمونیستی بود. طبق گزارش ۱۰ تا ۲۰ درصد از مردم لیبی برای احیای این کمیتهها کار کردند که این یک نسبت از اطلاعات موجود در مورد صدام حسین در عراق یا کیم جونگ ایل در کره شمالی را نیز در بر میگیرد. احیاء در دولت، کارخانجات و بخش تحصیلات رخ داد. اختلاف عقیده داشتن طبق ماده ۷۵ در سال ۱۹۷۳ ممنوع شد. قذافی اعلام کرد که هر کسی که حزب سیاسی تشکیل دهد اعدام میشود.[۲۰] شرکت کردن در مباحثات سیاسی با کشورهای بیگانه یک جنایت قابل مجازات محسوب می میشد و برای آن ۳ سال زندان در نظر گرفته شد. قذافی آموزش زبانهای خارجی را از برنامه مدارس حذف کرد. یکی از مخالفان قذافی در سال ۲۰۱۱ اوضاع را اینگونه شرح میدهد.
|
« |
هیچکدام از ما نمیتوانیم فرانسوی یا انگلیسی حرف بزنیم. او ما را غافل و کور کرده است.[۲۱] |
» |
رژیم اغلب مردم را در ملاءعام اعدام میکند و اعدامها را در کانالهای تلویزیونی دولتی مرتباً تکرار میشوند.[۲۰][۲۲] طبق معیارهای مطبوعات آزاد، لیبی تحت فرماندهی قذافی سانسورکنندهترین کشور در خاورمیانه و شمال آفریقا است.[۲۳]
در اکتبر ۱۹۹۳ عناصری از ارتش لیبی قصد ترور او را داشتند که این سوء قصد نافرجام ماند. در ۱۴ جولای ۱۹۹۶ یک مسابقه فوتبال در تریپولی که توسط فرزند قذافی ترتیب داده شده بود منجر به شورشهای خونینی در اعتراض به قذافی شد. کنفرانس ملی مخالفان در لیبی، جبهه ملی مبارزه با استثمار لیبی و کمیته ملی لیبی در اروپا، معروفترین گروههای مخالف قذافی هستند. در سال ۲۰۰۶ یک وبگاه که به شکلی فعال در پی براندازی قذافی بود راهاندازی شد. این وبگاه ۳۴۳ ترور سیاسی در لیبی را برشمرد. اتحادیه حقوق بشر لیبی، قذافی را به دلیل ناآرامیهای بنغازی در سال ۲۰۰۶، که منجر به کشته شدن ۳۰ لیبیایی و خارجی شده بود، مورد بازخواست قرار داد. فتحی الجحمی یکی از مخالفان برجسته قذافی بود که از سال ۲۰۰۲ تا زمان مرگش در سال ۲۰۰۹ در جهت دعوت به برقراری دموکراسی در لیبی زندانی شد. برای جلوگیری از انتقاد از اوضاع حقوق بشر در لیبی، دیدهبان حقوق بشر برای انجام تحقیقات درباره مرگ این منتقد قذافی مشارکت داده نشد.[۲۴]
اقتصاد
اقتصاد لیبی یک اقتصاد برنامهریزی شده است که از ایدههای سوسیالیستی قذافی تبعیت میکند. این اقتصاد بستگی به درآمد اولیه بخش نفت دارد که به شکل ویژهای همه درآمدهای حاصل از صادرات و بیش از نیمی از تولید ناخالص ملی را شامل میشود. در آمدهای نفتی و جمعیت اندک لیبی، این کشور را به بیشترین درآمد سرانه در تولید ناخالص ملی در آفریقا مبدل کرده است.[۲۵] لیبی رشد مطلوبی به میزان تقریبی ۱۰٫۶٪ رشد در تولید ناخالص ملی از سال ۲۰۰۰ تا سال ۲۰۱۰ بدست آورد.
ترورهای سیاسی در خارج از کشور
قذافی درباره تبعیدها در سال ۱۹۸۲ گفت: این مردم لیبی هستند که مسئول از بین رفتن چنین تفالهای هستند که تصویر لیبی را در خارج از کشور تغییر داده است.[۲۶] قذافی شبکهای از دیپلماتها را استخدام کرد و نیروهای تازهای را برای ترور سیاسی صدها منتقد در گوشه و کنار جهان به کار گماشت. اداره عفو بینالملل حداقل ۲۵ ترور سیاسی را بین سالهای ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۷ گزارش کرد.[۲۰][۲۷] در سال ۱۹۸۰ یک مامور لیبیایی تلاش کرد فیصل زغالای که یک دانشجوی تحصیل کرده در ایالت کلورادو بود، را ترور کند. گلوله شلیک شده بخشی از بینایی زغالای را گرفت.[۲۸] فرد دیگری نیز ربوده شده و در سال ۱۹۹۰ درست قبل از دریافت تبعیت آمریکایی اعدام شد. ماموران قذافی در بریتانیا، در جایی که لیبیاییهای زیادی در تلاش برای دریافت پناهندگی بودند، بسیار فعال بودند. پس از آنکه سفارت لیبی برای سرکوب تظاهرات ضذ قذافی، به سوی یک پلیس زن انگلیسی شلیک کرد و او را به قتل رساندو دهها تن را مجروح کرد، انگلیس در آوریل ۱۹۸۴ روابط سیاسی خود را با لیبی قطع نمود.[۲۹] پس از آنکه دولت لیبی مسئولیت این رفتار را بعهده گرفت و به خانواده این زن پلیس یش از یکصدهزار غرامت پرداخت کرد، انگلیس در سال ۱۹۹۹ روابط خود را با لیبی از سر گرفت.[۲۹] قذافی در سال ۱۹۸۴ اظهار داشت در صورت لزوم ترورها حتی در شهر مقدس مکه و هنگام ادای فرضیه حج انجام خواهد شد. در آگوست همان سال یک توطئه لیبیایی در مکه کشف و خنثی شد.[۲۶] در سال ۲۰۰۴، عاشور شمس یک روزنامهنگار لیبیایی-انگلیسی منتقد یک میلیون دلار از دولت لیبی انعام دریافت کرد.[۳۰]
برنامه تسلیحات کشتارجمعی
قذافی اقدامات و تلاشهای خود را برای تولید سلاحهای کشتارجمعی از سال ۱۹۷۲ میلادی آغازید. از جمله این کوششها میتوان به تلاش وی برای خرید بمب هستهای از جمهوری خلق چین اشاره کرد.[۳۱] تا کنون چندین تن از گوشه و کنار جهان به دلیل همکاری با لیبی، برای دستیابی به سلاحهای شیمیایی مورد پیگرد قانونی قرار گرفتهاند. تایلند گزارش داد که چند تبعه تایلندی در ساختن یک مخزن گازی شرکت کردهاند. آلمان نیز یک تاجر اهل آن کشور، به نام یورگن هیپن استایل که در برنامههای لیبی برای دستیابی به سلاح شیمیایی همکاری کردهاست را به پنج سال حبس محکوم کرد.[۳۱][۳۲] بازرسان کنوانسیون سلاحهای شیمیایی در سال ۲۰۰۴ تاکید کردند که لیبی دارای ذخیرهای معادل با ۲۳ تن گاز خردل و بیش از ۱۳۰۰ تن مواد ترکیبی شیمیایی میباشد. چنین مقدار عظیمی از مواد شیمیایی انتظار میرفت که خیلی پرهزینه باشد.[۳۳] بدنبال سرنگونی صدام حسین بوسیله نیروهای آمریکایی در سال ۲۰۰۳ قذافی اعلام کرد که ملتش یک برنامه فعال برای سلاحهای کشتار جمعی دارد اما میخواهد به بازرسان سازمان ملل اجازه دهد که به کشورش بیایند و آنها را مشاهده نمایند و از بین ببرند. رئیس جمهور وقت امریکا، جرج بوش و دیگر حامیان جنگ عراق اعلام قذافی را بعنوان پیامد مستقیم جنگ عراق اعلام کردند. نخست وزیر ایتالیا سیلیو برلوسکونی که یکی از آن حامیان بود، ظهار داشت که قذافی بطور خصوصی با وی تماس گرفته و اجازه بازرسی را اعلام نموده است. بسیاری از کارشناسان سیاسی خارجی ادعا کردند که اعلام آمادگی قذافی برای پذیرش بازرسان فقط بمنظور بهبود بخشیدن روابط با غرب و بداشته شدن تحریمهاست. برای حمایت از این مطلب آنان به این حقیقت اشاره کردند که لیبی همیشه پیشنهادهای مشابه اینچنینی را بیان کرده است.[۳۴][۳۵] بازرسان بینالمللی چندین تُن از تسلیحات شیمیایی در لیبی را کشف کردند و همینطور از برنامه فعال تسلیحات هستهای دیدن کردند. با ادامه یافتن فرایند از بین بردن این تسلیحات، لیبی همکاری خود را با رژیمهای کنترلی بینالمللی بهبود بخشید، تا جایی که در مارس سال ۲۰۰۶ فرانسه توانست توافق خود را برای توسعه برنامه انرژی هستهای در لیبی اعلام کند. در ۱۵ می سال ۲۰۰۶ دولت ایالات متحده اعلام نمود که باید روابط کامل دیپلماتیک را با طرابلس برقرار کند، زیرا قذافی اعلام کرده است که برنامه تسلیحات کشتارجمعی خود را کنار گذاشته است. دولت ایالات متحده همچنین افزود که لیبی باید از لیست کشورهای حامی تروریست حذف شود.[۳۶]
تلاش برای اتحاد با دیگر کشورها
در سال ۱۹۷۱ میلادی قذافی پیشنهاد کرد که با سودان متحد شود اما جعفر نمیری رئیس جمهور وقت سودان این پیشنهاد را رد کرد.[۳۷] با توجه به همسایگان لیبی، قذافی از ایدههای پان عربی جمال عبدالناصر پیروی میکرد و با شور و شعف خواهان اتحاد تمام ملتهای عربی در قالب یک ملت بود. او همچنین از اسلام گرایی حمایت میکرد و طرفدار اسلام بود. بعد از مرگ ناصر در ۲۸ سپتامبر ۱۹۷۰ میلادی قذافی تلاش کرد تا ردای رهبری ایدئولوژیک پان عربها را به تن کند. او مجمع جمهوریهای عربی (لیبی، مصر و سوریه) را در سال ۱۹۷۲ میلادی تشکیل داد، با این امید که یک ایات عرب ایجاد کند، لیکن این سه کشور، یکی شدن را نپذیرفتند. در سال ۱۹۷۴ میلادی او یک توافقنامه با حبیب بورقیبه رئیس حمهور وقت تونس، بین دو کشور برای متحد شدن امضاء نمود، اما این اتحاد نیز در عمل با شکست مواجه شد و تفاوتهای فراوانی که بین دو کشور وجود داشت مانع از ایجاد یک اتحاد قدرتمند گردید. در سال ۱۹۸۴ میلادی او معاهده وجده را با حسن دوم رئیس جمهور مراکش باهدف اتحاد دو کشور، امضاء کرد و براساس این اتحاد، در زمینههای فرهنگی، سیاسی و اقتصادی مشارکت داشته باشند و مراکش به حمایت خود از جبهه ملی نجات لیبی پایان دهد، در مقابل لیبی نیز از جبهه پولیساریو حمایت نکند.[۳۸] در سال ۱۹۸۶ حسن دوم در شهر افران، با شیمون پرز نخست وزیر وقت اسرائیل دیدار کرد.این دیدارها از جانب دولت لیبی خیانت و پیمات شکنی تلقی شد و موجبات نقض معاهده را فراهم آورد.[۳۹]
ارتش اسلامی
قذافی در سال ۱۹۷۲ میلادی نیرویی را موسوم به «ارتش اسلامی» تشکیل داد که بهوسیلهٔ آن در جهت یکپارچهسازی و عربی کردن منطقه گام بردارد. اولویت فعالیت ارتش اسلامی، چاد و سودان بود. در استان دارفور که در غرب سودان واقع شده بود قذافی از تشکیل مجمع عربی حمایت کرد. این مجمع که زیرنظر جرارد پرونیر فعالیت میکرد، یک سازمان ستیزهجوی پان عرب بود که بر عربی بودن دارفور تاکید داشت.[۳۷] ارتش اسلامی اغلب متشکل از مهاجران کشورهای ساحلی فقیر بود،[۴۰] لیکن براساس یک منبع موثق، هزاران پاکستانی که با هویتهای جعلی در شهرهای لیبی کار میکردند نیز عضو این ارتش بودند. بطور کلی میتوان گفت اعضای این ارتش مهاجرانی بودند که بدون هیچ تفکری راجع به جنگ به لیبی رفته بودند. اینان آموزشهای نظامی اندکی دیده و تعهد کمی به ارتش داشتند. یک روزنامهنگار فرانسوی درباره نیروهای این ارتش در چاد، میگوید: آنها همه عرب، خارجی و یا آفریقایی-آمریکایی بودند که برخلاف تصورشان که گمان میکردند با آمدن به لیبی میتوانند یک شغل اجتماعی بیابند،[۴۱] به استخدام نیروهای نظامی درآمده و میبایست در بیابانهای ناشناخته به جنگ میپرداختند.[۴۰] در آغاز سال ۱۹۸۷ با حمله لیبی به چاد ارتش اسلامی نیروهای خود را در استان دارفور مستقر کرد. حملات متداوم در طول مرز باعث ایجاد تنازهات قومیتی در استان دارفور شد و این کشمکشها باعث کشته شدن بیش از ۹۰۰۰ نفر در بازه زمانی ۱۹۸۵ تا ۱۹۸۹ شد.[۴۲] جنجویدها گروهی بوند که در سال ۲۰۰۰ متهم به نسل کشی شدند، در سال ۱۹۸۸ به رهبری برخی از سران سابق ارتش اسلامی تشکیل شد.[۴۳] [۴۴]
ایالات متحده آفریقا
قذافی در یکی از نشستهای سران آفریقا
در ۲۹ آگوست سال ۲۰۰۸ میلادی، قذافی یک جشن عمومی در بنغازی با حضور ۲۰۰ حکمران و پادشاه آفریقایی ترتیب داد و در آنجا به خود لقب شاه شاهان آفریقا را داد که این در واقع بخشی از تلاش او برای تشویق حکام آفریقایی و دولتهای متبوعشان برای پیروی از قذافی در قالب اتحادی بزرگ بود. دیدگاههای قذافی در اینباره و درباره یکسان سازی نظامی در آفریقا با واکنش دیگر دولتهای آفریقایی مواجه شد.[۴۵] در اول فوریه ۲۰۰۹ یک جشن تاجگذاری در آدیس آبابا پایتخت اتیوپی در ۵۳مین سالگرد تاسیس اتحادیه آفریقا برگزار شد و در آن مراسم قذافی بهعنوان رئیس این اتحادیه انتخاب شد.[۴۶] قذافی در آن مراسم به رهبران آفریقایی گفت: من به تلاش خود برای رسیدن به ریاست ایالات متحده آفریقا ادامه خواهم داد.[۴۷] گردهمایی او برای حاکمان آفریقا که بنا بود در ژانویه ۲۰۰۹ برگزار شود، از جانب مهمانان اوگاندایی لغو شد. زیرا ذعوت از رهبران محلی و بحث درباره امور سیاسی داخلی، برخلاف قوانین اوگاندا بود و بنا به گفته جیمز ماگوم، سخنگوی وزارت امور خارجه اوگاندا، این رفتارها میتواند به بیثباتی کشور متبوعش منجر شود.[۴۸]
خدمات عمومی
طرح رود بزرگ دستساز یک شبکه آبرسانی لولهای است که روزانه شش میلیون و پانصد هزار متر مکعب آب آشامیدنی از بیابان صحاری و شنزارهای نوبیان برای شهرهای شمالی مانند تریپولی و بنغازی وسرت پمپاژ میکند. این پروژه متشکل از بیش از ۱۳۰۰ حلقه چاه با عمق بیش از ۵۰۰ متر میباشد. قذافی از آن بعنوان شگفتی هشتم جهان نام برده و آن را هدیهای به جهان سوم میداند.
معمر قذافی به پروژه تلسکوپ ملی لیبی بودجهای معادل ۱۰ میلیون یورو اختصاص داد که این نشاندهنده علاقه او به ستارهشناسی است. تلسکوپ روباتیک لیبی دارای ۲ متر قطر عدسی و قابلیت کنترل از راه دور میباشد و توسط شرکت REOSC که یک بخش بصری متعلق به شرکت ساژم(به انگلیسی:SAGEM) فرانسه است در منطقهای بیابانی در نزدیکی کوفرا، در ارتفاع ۲۲۰۰ متر بالاتر از دریا ساخته شد. این تلسکوپ در یک محیط باز قرار داده شده است و بوسیله شبکهای متشکل از چهار ایستگاه هواشناسی احاطه شده است. این ایستگاهها که به فواصل ۱۰ کیلومتری از تلسکوپ قرار گرفتهاند از آن در برابر آسیب عدسی ناشی از طوفان شن محافظت میکنند.
تمبرهای پستی و پول رایج
تصویر قذافی بر روی دینار لیبی
شرکتهای پست لیبی تمبرهای زیادی با موضوع قذافی منتشر کردهاند، که اولین آنها در جشن ششمین سالروز انقلاب سپتامبر، در سال ۱۹۷۵ منتشر شد.
جنگها و منازعات بینالمللی
چاد و مصر
در اوایل سال ۱۹۶۹ قذافی یک رشته عملیات نظامی را برابر کشور همسایه چاد تامین مالی کرد. او همچنین گاهی منازعات منطقهای با چاد در منطقه اوزو که از سال ۱۹۷۳ تحت اشغال لیبی بود، ایجاد میکرد. در سال ۱۹۸۷ مشاجرات بین لیبی و چاد و همچنین اشغال اوزو از جانب لیبی پایان یافت و بین دو کشور آتشبس برقرار شد. پس از بیانیه دادگاه بینالمللی در این باره به تاریخ ۱۳ فوریه ۱۹۹۴، لیبی در ژوئن همان سال به طور کامل از خاک چاد عقبنشینی کرد.[۴۹]
دولت چاد آن زمان به رهبری حسن حبری کمکهای مالی فراوانی از آمریکا و فرانسه دریافت میکرد. این کمکها منجر به پیروزی چاد در جنگ تویوتا به سال ۱۹۸۷ شد. برپایه منابع دولت آمریکا لیبی در این جنگ بیش از ۱۰ درصد ارتش خود را از دست داد. بیش از ۷۵۰۰ نفر از ارتش لیبی کشته و ۱٫۵ بیلیون دلار به تجهیزات نظامی آن کشور خسارت وارد شد.[۵۰] که البته در مقابل چاد نیز ۱۰۰۰ نیروی ارتشی خود را از دست داد.[۵۱]
قذافی در سال ۱۹۷۷ ارتش خود را برای جنگ با مصر به مرزهای مشترک دو کشور گسیل داشت که مصر توانست نیروهای قذافی را به عقب براند.
آفریقا
در سال ۱۹۷۰ بعد از دستور قذافی مبنی بر اخراج ایتالیاییها از لیبی، اتباع آن کشور ناچار به خروج از لیبی شدند. مرکز انقلاب جهانی قذافی (WRC) در نزدیکی بنغازی به مرکز آموزش گروههای رانده شده از سوی قذافی مبدل گشت. قذافی از چارلز تیلور دیکتاتور لیبریا حمایت کرد و آموزشهای لازم را در اختیار او قرار داد. تیلور کسی بود که به دلیل ارتکاب جنایتهای جنگی در سیرالئون، از سوی دادگاه ویژه سیرالئون به اتهام جنایت علیه بشریت تحت تعقیب بود. فودی سنکوح موسس جمهوری متحد انقلابی نیز توسط قذافی آموزش دیده بود.
پس از آن که دادگاه بین المللی برای عمر البشیر رئیسجمهور سودان به اتهام نسلکشی در دارفور دستور دستگیری صادر کرد، قذافی به این حکم اعتراض کرد و اعلام کرد که ICC شکل جدیدی از تروریسم جهانی را نمایانده است. قذافی از اتحاد تازه تاسیس اتیوپی به نام منجیستوهایل مریم حمایت کرد. بعدها این اتحاد در تاریخ معاصر غیرقانونی شناخته شد. قذافی در سال ۲۰۰۱ در اعتراض به فیلیکس پاتاسه، در جمهوری آفریقای مرکزی مداخله نظامی کرد. پاتاسه قراردادی امضاء کرده بود که به موجب آن لبیی باید به مدت ۲۹ سال تمامی منابع طبیعی کشور متبوعش مانند اورانیوم، مس، الماس و نفت را مصادره میکرد.
اروپا
بعد از حملات دسامبر ۱۹۸۵ به فرودگاههای رم و وین که به کشته شدن ۱۹ نفر و زخمی شدن ۱۴۰ نفر انجامید، قذافی در سخنانی اعلام کرد که تازمانی که کشورهای اروپایی از لیبیاییهای مخالف قذافی حمایت کنند، لیبی به حمایت خود از ارتش سرخ و ارتش جمهوریخواه ایرلند ادامه خواهد داد.[۵۲] وزیر امورخارجه لیبی نیز در سخنانی آن حملات را عملی قهرمانانه خواند.[۵۳]
در آوریل ۱۹۸۶ ماموران لیبی کلوپ شبانه لابل در غرب برلین را بمبگذاری کردند و باعث کشته شدن ۳ نفر زخمیشدن ۲۲۹ نفر شدند. اطلاعات تکمیلی درباره این عملیات سالها بعد در آرشیوهای استاسی بدست آمد. بعد از اتحاد دوباره آلمان در سال ۱۹۹۰، ماموران لیبی که تجهیزات عمیات را از کاردار سفارت لیبی خواسته بودند تحت تعقیب گرفتند. [۵۴]
در اتریش جورج هایدر دهها میلیون دلار از قذافی و صدام حسین دریافت کرد.[۵۵]
لیبی معاهدات نزدیکی با رژیم اسلوبودان میلوشویچ برقرار کرد. قذافی خود را در زمره صربهای ارتودکس در برابر مسلمانان بوسنی و آلبانیایی تبار کوزو قرار داد. حتی زمانی که میلوشویچ به پاکسازی قومی در مقیاسی بزرگ در قبال آلبانیاییها محکوم شده بود، قذافی از او حمایت کرد.[۵۶][۵۷][۵۸]
لبنان
نوشتار اصلی: ناپدید شدن موسی صدر
در آگوست ۱۹۷۸ موسی صدر، رهبر شیعیان لبنان و دو تن از همراهانش به لیبی سفر کرده تا ملاقاتی رسمی با دولت آن کشور داشته باشند. پس از آن مسافرت از موسی صدر و همراهانش اطلاعی در دست نیست. موسی صدر جنبش امل را که یک جنبش شیعی بود در لبنان پایهگذاری کرده بود. لیبی پیوسته مسئولیت سرنوشت موسی صدر را از خود ساقط کرده و گفته که وی و همراهانش لیبی را به مقصد ایتالیا ترک کردهاند. ناپدید شدن صدر به یک مشاجره دائمی بین لیبی و لبنان مبدل گشت.[۵۹]
اسرائیل
نوشتار اصلی: جنگ یوم کیپور
در ۱۱ ژوئن ۱۹۷۲ قذافی اعلام کرد آزادی فلسطین، آرزوی هر فرد عرب است. بههمین منظور هر تبعه لیبی باید آموزشهای نظامی کافی را ببیند تا بتواند برای مبارزه آماده باشد. او همچنین حمایت مالی از این حملات را تضمین کرد.[۶۰][۶۱][۶۲] در سال ۱۹۷۳ با آغاز جنگ یوم کیپور، قذافی دو اسکادران جنگنده، یک تیپ زرهی و کمکهای مالی را به مصر روانه کرد.
اوگاندا
قذافی حامی اصلی رئیسجمهور اوگاندا، عیدی امین بود. عیدی امین به پاس قدردانی، زمانی که در لیبی بود، با دختر قذافی ازدواج کرد، اما دختر قذافی بعدها از او جدا شد. قذافی در حمایت از امین به تانزانیا لشکرکشی کرد. نزدیک به ۶۰۰ سرباز ارتش لیبی در دفاع از رژیم امین کشته شدند.[۶۳]
بریتانیا
در سال ۱۹۷۶ میلادی پس از یک سری عملیات که توسط ارتش آزادیخواه ایرلند انجام شد، قذافی اعلام کرد: بمبی که در بریتانیا کار گذاشته شده بود و منجر به جریحهدار شدن روح بریتانیاییها شد، بمب مردم لیبی بود. ما آن را برای انقلابیون ایرلندی فرستادیم تا بریتانیاییها بهای کارهای قبلی خود را بپردازند.[۶۱]
پس از اعدام دو تن از مخالفان دولت در لیبی در آوریل ۱۹۸۴ میلادی، پناهندگان لیبیایی ساکن لندن به نشانه اعتراض تظاهرات کردند. دیپلماتهای لیبی به ۱۱ نفر از معترضان تیراندازی کردند. این تیراندازیها منجر به کشته شدن یک زن پلیس شد و بر اثر آن روابط لیبی و بریتانیا به درازای یک دهه تیره شد.[۶۴]
پس از حمله مخالفان به شهر سرت در سال ۱۹۹۶، سرویس اطلاعاتی بریتانیا مدارکی ارائه کرد که قذافی را به کشتارجمعی متهم میساخت. این موضوع توسط رابین گوک وزیرخارجه وقت تکذیب شد. بعدها وزارت امور خارجه بریتانیا اظهار داشت، هیچگاه موضوع را تکذیب نکردیم و ما از توطئهها علیه قذافی باخبر بودیم.
ایالات متحده امریکا
در سال ۱۹۸۱ میلادی قذافی درباره تروریسم رئیسجمهور آمریکا رونالد ریگان سخن گفت و در پاسخ، ریگان او را «سگ دیوانه» خاورمیانه نامید. در دسامبر همان سال وزارت امور خارجه ایالات متحده آمریکا گذرنامههای مسافرت به لیبی را باطل کرد و در مارس ۱۹۸۲ میلادی واردات نفت لیبی را نیز تحریم کرد.
القاب و ادعاها
معمر قذافی، در فوریه ۲۰۱۰ میلادی، از مسلمانان خواست تا علیه سوئیس «جهاد کنند». وی همچنین مدعی شد:
|
« |
هر مسلمانی که در هر جای جهان برای سوئیس کار میکند، کافر و علیه محمد، خدا و قرآن است. |
» |
[۶۵]
تحریم شورای امنیت و درخواست برای محاکمه قذافی در دیوان بینالمللی کیفری
در تاریخ ۲۶ فوریه ۲۰۱۱ میلادی، در پی گذشتن از حدود دو هفته از کشتار وسیع مخالفان حکومت لیبی، شورای امنیت سازمان ملل متحد، معمر قذافی رهبر لیبی، پنج تن از فرزندان او و ده نفر از مشاوران نزدیک او را تحریم کرد. این شورا همچنین خواهان محاکمه معمر قذافی در دیوان بینالمللی کیفری شد. هر پانزده عضو شورای امنیت در نهایت بر سر ارجاع معمر قذافی به محکمه دائمی جنایتهای جنگی به توافق رسیدند.[۶۶] بان کیمون، دبیر کل سازمان ملل متحد از شورای امنیت خواستهبود تا بهسرعت و به طور قاطع در برابر سرکوب مخالفان و «نقض جدی حقوق بشر» در لیبی واکنش نشان دهد.[۶۷]
یک زن لبنانی پس از گذشت 17 سال اعتراف کرد سالها به عنوان محافظ شخصی "معمر قذافی" در لیبی فعالیت کرده و شاهد برخی جنایات دیکتاتور لیبی بوده است.
به گزارش خبرگزاری مهر، "عزیزه ابراهیم" زن لبنانی ساکن روستای "عیناتا" (جنوب لبنان) که سالها به عنوان محافظ قذافی در لیبی فعالیت کرده است، پس از گذشت 17 سال که به لبنان بازگشته در گفتگو با شبکه الجدید اظهارداشت: من سالها به عنوان محافظ قذافی موسوم به "راهبان انقلابی" فعالیت کردم.
وی در ادامه گفتگو با این شبکه لبنانی افزود: محافظان زن قذافی باید شخصیت قوی داشته و بتوانند خویشان خود را فراموش کنند تا جایی که شاید مجبور به قتل اعضای خانواده خود شوند.
عزیزه ابراهیم که هم اکنون در لبنان ساکن است، افزود: در یکی از مراسمها بود که "حسن شقیر" برادر زاده قذافی صدای خود را در برابر رهبر لیبی بالا برد که دقایقی بعد یکی از همین محافظان زن از جای خود بلند شد و به سوی شقیر شلیک کرد.
وی تاکید کرد: در تفکرات قذافی زنان با محافظ شدن ارج پیدا می کنند. قذافی به آنان حقوق برابر با مردان می دهد که این مسئله در کتاب سبز قذافی (منشور قذافی) آورده شده است.
محافظ سابق قذافی در ادامه با اشاره به یکی دیگر از خاطرات دردناک خود اظهار داشت: یک روز قذافی در نظر داشت سخنانی را در یک مجتمع دانشگاهی داشته باشد. که به همراه وی چندین محافظ زن نیز حضور داشتند. چند دقیقه بعد یک دانشجوی حقوق را به اتهام تماس گرفتن با عراق و تعدادی دیگر را از دانشکده اقتصاد آوردند که 4 نفر به دار آویخته شدند.
عزیزه ابراهیم تاکید کرد: البته یکی از این دانشجویان به وسیله اعدام جان نباخت که محافظان زن وی را به همراه 17 نفر دیگر با شلیک گلوله کشتند. در این میان هیچ کس نمی توانست حرفی بزند و باید فریاد می زدیم: اینها خیانتکار هستند.
محافظ سابق قذافی با ابراز امیدواری به مرگ وی اظهار داشت: اگر همچنان محافظ قذافی در لیبی بودم، شخصا وی را به قتل می رساندم
با وجود ادامه حملات ناتو به طرابلس، دیکتاتور لیبی از هوادارانش خواست به مجتمع باب العزیزیه سرازیر شوند و به وظیفه خود در قبال تاریخ عمل کنند!
به گزارش خبرگزاری مهر، دیکتاتور لیبی لحظاتی پیش در نواری صوتی که شبکه های عربی بخشهایی از سخنانش را پخش کردند، با تکرار اتهامات خود علیه انقلابیون و توصیف آنها به عنوان باندهای مسلح مدعی شد : ۲۵۰ هزار لیبیایی برای آزادی لیبی به پا خواهند خواست تا کشور را از وجود باندهای مسلح پاکسازی کنند.
قذافی که گفته می شود از ترس حملات ناتو مرتب در حال تغییر مکان است، اظهار داشت : ای مردم لیبی به پا خیزید و لیبی را آزاد کنید.
دیکتاتور لیبی مدعی شد : من از مرگ نمی ترسم، ما قوی تر از موشکها و سلاحهای شما(در اشاره به ناتو) هستیم، ما تصمیم گرفته ایم به وظیفه خود در قبال تاریخ و اجدادمان و نوه هایمان عمل کنیم.
وی با اشاره به حملات هوایی ناتو به طرابلس گفت : دلایل این بمباران پیاپی چیست، ما از مرگ استقبال می کنیم، در طرابلس خواهم ماند تا یا بمیرم یا زنده بمانم.
قذافی در ادامه اظهارات فریبنده خود اظهار داشت : ای ملت لیبی قوی باشید و سرهای خود را بالا بگیرید و نترسید.
وی خطاب به ناتو گفت : نمی توانید اراده مردم لیبی را در هم بشکنید، ما با دشمنان خود خواهیم جنگید.
قذافی در عین حال ادعا کرد : من به مرگ و تسلیم فکر نمی کنم؛ ما به وظیفه خود فکر می کنیم، قبایل لیبی به پا خواهند خواست و ما ایستادگی خواهیم کرد.
وی با شعار معروف خودش ” به پیش، به پیش روید” مدعی شد : جوانان لیبی با سینه های سپر کرده برای حمایت از من به باب العزیزیه آمده اند.
معمر در زبان عربی به معنای مهندس است و معمولا توسط افراد قبل از نام خانوادگی افراد تحصیل کرده در رشته مهندسی عمران و ساختمان بکار میرود ، اینکه ایا نام کوچک پادشاه لیبی معمر است و یا این واژه لقب او است معلوم نیست ، ولی آنچه مسلم است پادشاه هشتاد و چند ساله لیبی که مانند هنرپیشه های سینمایی هر روز گریم می کند دارای رفتارهای عجیبی است ، مثلا گفته می شود او تا کنون در هیچ یک از دیدارهای رسمی یک لباس را دو بار نپوشیده است ، حال بماند که هر یک از لباسهای ایشان حکایت خاص خود را دارد و یا ایشان در اجلاس چند روز پیش سازمان ملل در نیویورک بجای استفاده از پانزده دقیقه وقت اختصاصی خود یکصد دقیقه سخنرانی نمود که بیش از نود دقیقه آن فحش و ناسزا بود. بطوریکه مترجم وی پس از سی و پنج دقیقه ترجمه همزمان کم آورد و شخص دیگری جایگزین او شد.
بد نیست بدانید سالها است که او جز در کاخ خودش در هیچ عمارت دیگری اقامت نمی کند و هر گاه برای سفرهای خارجی به دعوت روسای کشورهای دیگر به خارج از لیبی سفر میکند چادر و خیمه و خدم و حشم فراوان خود را به همراه می برد .
چند سال پیش در سفر به فرانسه در فضای سبز کاخ الیزه (یا ورسای) خیمه و بارگاه خود را برپا نمود و سوژه مناسبی برای خبرنگاران و مطبوعات شد و شایعات فراوانی را به دنبال داشت در سفر اخیر به نیویورک هم ابتدا در پارک ملی نیویورک چادر زدند که ماموران پلیس به دنبال اعتراض برخی از اهالی مبنی بر امنیتی شدن فضای پارک پلیس هیئت لیبیایی را مجبور به جمع کردن خیمه ها نمود و نهایتا هیئت لیبیایی فضای سبز چند هکتاری منزل یکی از ثروتمندان را در حومه نیویورک به مبلغ گزافی برای چند روز اجاره نمود و آنها چادر پادشاه لیبی را در این ملک برپا نمودند.
آنچه مسلم است پادشاه لیبی در سن هشتاد سالگی بسیار علاقه دارد که سوژه مطبوعات و رسانه ها باشد ولی شاید از همه جالب تر کادر حفاظتی و محافظین وی باشد ، کادر حفاظتی وی که بسیار ورزیده و جوان بوده پس از آزمونهای فراوان و گذراندن دوره های سخت انتخاب شده و بیش از چهارصد نفر می باشند که در شیفت های چهل نفره مسئول حفاظت از جان وی را برعهده دارند و در سفر نیویورک هنگامی که پادشاه لیبی برای خرید سوغاتی به یکی از فروشگاههای شهر نیویورک رفته بود این کاروان چهل نفره (البته به همراه تعداد بیشمار پلیسهای محلی) باعث راه بندان و ایجاد ترافیک در شهر نیویورک شد.
کادر حفاظتی ایشان که بر خلاف دیگر محافظین هیچگاه لباس شخصی (در حال شیفت و محافظت) نمی پوشند همگی از میان دختران مجرد انتخاب شده اند و تا زمانی که در خدمت هستند حق ازدواج ندارند.
سیاست > دیپلماسی - اشغال جنوب لبنان توسط رژیم صهیونیستی در سالهای 77 و 78 میلادی و نیز مسایل داخلی و اختلافات میان گروه های سیاسی مختلف عملا مانع اعمال حاکمیت دولت لبنان بر منطقه می شد.
سید صادق روحانی: از آنجایی که اسرائیل از اجرای قطعنامه 425 شورای امنیت وعقب نشینی از مناطق مرزی سرباز زده بود، امام موسی صدر وظیفه خود می دانست که اوضاع بحرانی لبنان وعمق خطرهای تهدید کننده جنوب لبنان را به اطلاع رهبران کشورهای عربی برساند. رهبرانی که در رسیدگی به این وضع اسف بار تأثیر مستقیم داشتند.
از این رو امام به کشور های مختف عربی منطقه سفر کرد. از جمله سوریه، اردن، عربستان و الجزایر. وی در الجزائر با رئیس جمهور وهواری بومدین و محمد صلاح یحیاوی و دیگر مسؤولان جبهه ملی آزادی بخش الجزایر گفت وگو کرد. در یکی از این نشست ها به وی توصیه شد که از کشور لیبی که در روند اوضاع نظامی وسیاسی لبنان اثر گذار است، دیدار کند وسفر دوره ای خود را تکمیل کند. وی در آن نشست اظهار داشت که تنها دیدارش از لیبی در سال 1975 برای شرکت در کنگره ای اسلامی بوده واو به دعوت لیبی برای دیدار وی از لیبی وگفت وگو با رهبران آن پاسخ موافق خواهد داد.
جدول زمانی اتفاقات تا زمان مفقود شدن امام موسی صدر:
|
تاریخ |
محل/موقعیت |
اقدام |
|
24/7/1978 |
گفتگو با الحیات چاپ بحرین |
به سوریه، اردن، عربستان سعودی والجزایر سفر کردم و این کشورها را به برگزاری نشست محدود سران فراخواندم، با امید به آزادی جنوب لبنان. |
|
28/7/1978 |
دفتر کار امام |
دعوت کاردار سفارت لیبی در لبنان از امام برای شرکت در کنگره عمومی خلق لیبی وگفت گو با دبیر کل کنگره سرهنگ معمر قذافی . امام این دعوت را پذیرفت ودر مورد تعیین زمان سفر با تأمل برخورد کرد.
|
|
20/8/1978 |
سفارت لیبی |
امام به کاردار لیبی اطلاع داد که مایل است سفر در تاریخ 25/8/1978 انجام شود و اینکه ناگزیر به ترک لیبی پیش از 1/9/1978 است تا بتواند به همسر بیمارش که در حال درمان در فرانسه است رسیدگی کند |
|
25/8/1978 |
خطوط هوایی الشرق الاوسط |
امام موسی صدر همراه شیخ محمد یعقوب ویکی از اصحاب مطبوعات یعنی استاد عباس بدرالدین (مدیر خبرگزاری لبنان) به لیبی سفر کرد. |
|
25/8/1978تا 1/9/1978 |
لیبی |
از زمان رسیدن امام صدر به لیبی و طی روزهای بعد هیچ کس در لبنان تماس تلفنی یا نامه یا خبری از ایشان دریافت نکرد |
|
6 /9/ 1978 |
لبنان |
مجلس اعلای شیعیان لبنان از کاردار لیبی خواستار اطلاعاتی در این زمینه شد. وی از پاسخگویی طفره رفت. |
|
10 /9/ 1978 |
لبنان |
مجلس اعلا موضوع را با رئیس دولت لبنان دکتر سلیم الحص در میان گذاشت و وی فوراً کاردار لیبی را فراخواند وخواستار جواب رسمی وفوری شد. |
|
11 /9/ 1978 |
لبنان |
کاردار لیبی پاسخ داد که امام موسی صدر وهمراهانش عصر روز 28 رمضان 1398 هـ [3] با هواپیمای خطوط هوایی ایتالیا به شماره 881 لیبی را به مقصد رم ترک گفته اند. |
|
12 /9/ 1978 |
لیبی |
معمر قذافی از پاسخ به تلفن الیاس سرکیس رییس جمهور لبنان طفره رفت |
|
12 /9/ 1978 |
گفت و گوی تلفنی رییس جمهور لبنان و نخست وزیر لیبی |
سرگرد عبدالسلام جلود در ابتدا فرصت خواست، سپس در تماس بعدی جواب کاردار لیبی را تکرار کرد |
مسئله ربوده شدن امام موسی صدر مسئله ای نبود که دولت لیبی بتواند به سادگی از کنار آن عبور کند. آوازه امام موسی صدر تنها محدود به داخل مرزهای لبنان نبود. امام موسی شخصیتی شناخته شده و تاثیر گزار در جهان اسلام بود. مسئله ربودن امام موسی صدر با واکنش های جدی مردم ودولت لبنان ودولت های عربی واسلامی روبه رو شد و از منابع مختلف با قذافی تماس گرفته شد. اما مقامات لیبی سکوت اختیار کردند. تا این که دولت لیبی تحت فشار افکار عمومی جهان وپس از تحرکات هیئت تحقیق لبنان ودستگاه قضایی ایتالیا ناچار به صدور بیانیه ای رسمی شد . در این بیانیه ادعای دولت لیبی مبنی بر اینکه امام موسی صدر لبنان را ترک کرده است دوباره بیان شد.
اما این بیانیه و همچنین تکرار اداعاهایی که توسط مقامات لیبی عنوان میشد پاسخ سوال امام کجاست نبود. در تاریخ 21/9/78 راهپیمایی بزرگی از بیروت به مقصد دمشق، محل برگزاری کنگره سران پایداری ومقاومت (قمه الصمود والتصدی)، برگزار شد تا قضیه امام صدر در این کنگره مطرح و پیگیری شود.
ربایندگان امام موسی صدر همان حرف هایی را می زدند که مسئولین لیبی می زدند. مضمون نامه سفارت لیبی به مجلس اعلای شیعیان در تاریخ 28/9/1978 با نامه ای که در همین تاریخ در پست ایستگاه مرکزی راه آهن رم گذاشته وخطاب به روزنامه ایتالیایی پایزی سییرا وبا امضای سازمان لبنانی های سکولار برای لبنانی یکپارچه وسکولار نوشته بودند همزمان وهمگون بود. در این نامه آمده است:
«سازمان، امام صدر را در تاریخ 31/8/1978 بلافاصله پس از رسیدن به رم در جایی ربود که قرار با سه نفر ایرانی مخالف حکومت شاه دیدار می کند. این آدم ربایی به لطف همکاری عباس بدرالدین که عضو سازمان و هم اکنون در آمریکایی جنوبی است صورت گرفته است»
بررسی این نامه نشان می دهد که مضمون آن کاملاًَ با مضمون نامه سفارت لیبی مورخ 28/9/1978 م مبنی بر وجود سازمانی تروریستی در پس این اقدام، همخوانی دارد وبه خوبی نشان می دهد که این دو نامه- که در تاریخ ومضمون همانند هستند- ساخته وبافته یک اندیشه است.
مقامات ایتالیا تأکید کرده اند که امام موسی صدر وهیچ یک از همراهان وی به قصد اقامت یا عبور وارد ایتالیا نشده اند. این اطلاعات را گزارش هیئت اساسی امنیتی لبنان نیز ثابت می کند.
اکنون و پس از 32 سال همچنان سرنوشت امام موسی صدر، رهبر سیاسی شیعیان و رهبر معنوی همه اقوام لبنانی در هاله ای از ابهام است. اگر چه معمر غذافی بزرگترین متهم این پرونده است اما هنوز هیچ نهاد یا سازمان بین المللی مامور تحقیق و تفحص پیرامون ابن موضوع نشده است گویی غبار 32 ساله ای که روی این ماجرا نشسته است مانع دیدن آن می شود.
مساله امام موسی صدر تنها مساله لبنانی ها نیست. ایرانی ها مساله امام موسی صدر را مساله خود می دانند. در ایران و لبنان اقداماتی برای آگاهی و آزادی امام موسی صدر صورت پذیرفته است اما حقیقت این است که این اقدامات بیشتر اقداماتی نمادین است و هرگز اراده ای جدی برای فشار به دولت لیبی وجود نداشته است.
|
اقدام کننده |
تاریخ |
اقدام |
|
مجلس عدالت لبنان(قاضی سعید میرزا) |
24 آوریل 2008 |
صدور حکم بازداشت معمر قذافی |
|
مجلس عدالت(قاضی سمیح الحاج) |
6/6/1387 |
صدور حکم اعدام معمر قذافی |
|
اسماعیل کوثری نایب رئیس کمیسیون امنیت ملی |
10/6/1387 |
موضوع امام موسی صدر در کمیسیون امنیت ملی بررسی می شود
|
|
نمایندگان مجلس ایران |
24/8/1385 |
سومین جلسه مشترک پیگیری سرنوشت امام موسی صدر با نبیه بری |
|
کمیسیون اصل ۹۰مجلس |
11/3/1387 |
انتشار کتاب سرنوشت امام موسی صدر از ربودن تا به امروز |
|
.... |
....... |
.......... |
اگر بخواهیم لیست تمامی اقدامات نمادین از انتشار کتاب گرفته تا دیدار ها و تاکید ها لیست بلند بالایی به اندازه 32 سال بی توجهی خواهیم داشت. این در حالی است که روابط دیپلماتیک با دولت لیبی نه تنها محدود نشده که در پاره ای موارد رو به گسترش هم هست. به سخن دیگر هیچگونه اقدام عملی برای فشار به دولت لیبی برای انتشار اخباری از امام موسی صدر صورت نپذیرفته است.
سالها پیش از این مقام معظم رهبری خواستار این اقدام بودند که البته هم از جانب دولت وقت و هم دولت های بعدی مورد غفلت واقع شد. حضرت آیت الله خامنه ای در پیامی که سال 78 به کنگره بزرگداشت امام موسی صدر صادر فرمودند نوشته اند: یقینا محروم شدن صحنهى لبنان از حضور چنین عنصر ممتاز و ارزشمندى (امام موسی صدر) یک خسارت بزرگ بوده و هست که متأسفانه عکسالعمل مناسب خود را از سوى مدعیان طرفدارى از حقوق بشر دریافت نکرده، و امیدواریم بىخبریها در این قضیه با همت صاحبان همت و مسؤولیت پایان یابد.
پس از سی و سه سال
چندین سال است که موضوع امام موسی صدر به یکی از سالگردهای تقویم تبدیل شده است. هر سال در روز ربوده شدن امام صدر اقدامات و صحبتهایی صورت می گیرد که و پس از آن دوباره به بوته فراموشی سپرده می شود. امسال نیز هیئتی از طرف جنبش عمل به تهران آمد و با مقامات ایرانی دیدار کرد.این هیئت در سفر چند روزه خود با مقامات مختلف ایرانی از جمله منوچهر متکی وزیر خارجه و نیز مراجع تقلید در قم همچون آیات عظام وحید خراسانی و مکارم شیرازی دیدار و بر لزوم پیگیری مصرانه و جدی برای آزادی امام موسی صدر تأکید کردهاند.