تبليغاتX
Our Blue Life
Our Blue Life
Childhood Dreams
 

خارق العاده ، اعجاب انگیز  ... Watto Watoo ... !

هنوزم صدای گویندشو به خاطر میارم . همینطور تکثیر شدنش ... دلخوشیمون بود .

خیلی دوست داشتم الان DVD ش دم دستم بود دوباره خاطرات اون روزا رو باهاش زنده میكردم .

شاید تنها لحظاتی باشن كه هیچ وقت از مرورشون پشیمون نمیشم .

 

2 نوشته شده در  دوشنبه 10 بهمن1384ساعت 1:9  توسط Spiro  | 

My Favorite Mistake

 

ببین داداشم ، اونجام بهت گفتم زندگی رو هر جور ببینی همونه ، خودتم میدونی که این

دنیا به اندازه کافی از کثافت و لجن انباشته شده .

۲۰۰۰ ساله جد و آبادمون خوردن و ریدن و زائیدن و دولا راست شدن ... نتیجش شده این ...

ول کن اون اراجیفو ، حالا که اینطوره خودت باش و فقط برا نرسیدن به هدف واقعی که

مفید بودنه خودتو ملامت کن .

 

2 نوشته شده در  چهارشنبه 5 بهمن1384ساعت 18:54  توسط Spiro  | 

یادداشت کوچولو

 

http://www.blackmice.com/showthread.php?t=2179

یعنی دفعه چندمه که دارم به خودم تلنگر میزنم ... ! این فراموشی هم شده درد بی درمون .

در راستای سیاستهای خیر خواهانه و بنیادین این بلاگ ( ) ،  بازم لینک آهنگ گذاشتم ! ونجلیسه عزیزمه ... آخه وقتی گوش میدم تصویر قبرستون و بارون و یه درخت زیتون که زیرش یه نفر نشسته میاد تو ذهنم .

Vangelis - Metallic Rain

 

2 نوشته شده در  جمعه 30 دی1384ساعت 15:9  توسط Spiro  | 

Odyssey of Self-Discovery

 

Can I change my mind
did I think things through
It was once my life
it was my life at one time

Got up early, found something's missing
my only name
No one else sees but I got stuck
and soon forever came
Stopped pushing on for just a second
then nothing's changed
Who am I this time, where's my name
I guess it crept away

No one's calling for me at the door
And unpredictable won't bother anymore
And silently gets harder to ignore
Look straight ahead, there's nothing left to see
What's done is done, this life has got it's hold on me
Just let it go, what now can never be

I forgot that I might see
So many beautful things
I forgot that I might need
to find out what life could bring

Take this happy ending away, it's all the same
God won't waste this simplicity on possibility
Get me up, wake me up, dreams are filling
this trace of blame
Frozen still I thought I could stop
now who's gonna wait

No one's calling for me at the door
and unpredictable won't bother anymore
and silently gets harder to ignore
look straight ahead, there's nothing left to see
what's done is done, this life has got it's hold on me
just let it go, what now can never be 

 

Download - ( form other Ucenter) - Beautiful Things 

 Download - Beautiful Things 

وبلاگ مارو ! یه دفه یه میوزیك بلاگ بزنی سنگین تری ...

حجمش سه مگ و خورده ایه . حیفه كیفیتشو پایین بیارم .  هر وقت رو یه آهنگ هنگ كنم حتما اینجا میذارمش .  میرم تعداد دانلودو نگا میكنما٬  دانلودش نكنین باهاتون قهر میكنم .

2 نوشته شده در  جمعه 16 دی1384ساعت 2:20  توسط Spiro  | 

Breathe Again

One time - to know that it's real
one time - to know how it feels
that's all

what do you see
what do you know
one sign
what do i do
just follow your lifelines through
what if it hurts
what then
what do we do
what do you say
don't throw your lifelines away

One time - just once in my life
one time - to know it can happen twice

One shot - of a clear blue sky
one look - i see no reasons why, we can't

One chance to go back
to the point where everything starts
one chance to keep it together
when things fall apart

One sign to make us believe it's true

what do you see
where do we go
one sign
how do we grow
by letting your lifelines show
what if we do
what up to now
what do you say
how do i know
don't let your lifeline go

Download : A-Ha - Life Line 

پ.ن :

دوس ندارم حسرت زمان از دست داده رو بخورم تا حال رو و در نتیجه آینده رو ازم بگیره .

2 نوشته شده در  چهارشنبه 9 آذر1384ساعت 2:36  توسط Spiro  | 

تار و پود !!!
امکان نداره که این روزا موقع اذان تو خیابون باشین و حرکت دیوانه وار ماشینا برا رسیدن

 به خونه رو ندیده باشین . لا مصبا اینگار سر میبرن .

تو هفته سه تا از کلاسام ساعت ۳.۵ تا ۵.۵ تشکیل میشه ، همیشه موقع برگشتن که میشه

 غصه ام میگیره . دریغ از وجود یه تاکسی گوجه ای !

(همشون بلا استثنا اون موقع غیب میشن میرن افطارو بلمبونن و تا سریال ها رو نبینن از خونه بیرون بیا نیستن .) سواری های شخصی هم که باشن کرایه هاشون چهار پنج برابره .

 در مورد صف مسافرا چیزی نگم بیتره ... . به هر حال :

دیروز غروب دیگه خیلی دیرم شده بود ، رفتم تو یه دونه از اون شخصیا که پول خون باباشونو میگیرن نشستم ، دو سه تا فحش هم از بقیه که تو صف بودن خوردم همین که اون لنگمو وارد ماشین کردم یارو گازو گرفت ، چپ و راست ماشین بود که دور زده میشد .خدایی دست فرمونش خوب بود فقط دو بار نزدیک بود مارو از نعمات این زندگی زیبا بی بهره بذاره

یه صدای نامفهومی هم از ظبط ماشینش بیرون میومد كه معلوم نبود خوانندش زنه یا مرد !

- مسافر جلویی از راننده پرسید داداش این كیه داره میخونه ؟

- جان ؟ مووینه (همون معین )

- اومممم

دیگه به آخرای مسیر نزدیك شده بودیم تو كیفم گشتم اون پونصدی ای كه از همه درب و داغون تر بود دادم بهش (قابلی نداره داداش ) برداشت وراندازش كرد و با اكراه و خیلی نرم پرتش كرد رو داشبورد چوبی ماشینش .(منتظر بودم یه حرفی بزنه خرشو بگیرم)

ولی گفت خدا بده بركت ( ای تو روحت ! همون خدا بزنه نصفت كنه ) ۱۰۰ كجا ۵۰۰ كجا برا اون مسیر كوتاه !

دفعه های قبل كه با اون منصف تراش (دو برابر میكردن كرایه رو ) صحبت میكردیم از جریمه های الكی مینالیدن و  میگفتن برامون صرف نداره این همه تو ترافیك بمونیم و كلی بنزین مصرف كنیم ولی همون كرایه قانونی رو بگیریم (طبق معمول هم فشار باید به یكی دیگه منتقل شه)

بی طرف كه نگا كنی ممكنه یه جاهایی بهشون حق بدی ... نمیدونم والا سر نخ هر مشكلو بگیری تا ریششو پیدا كنی یهو وصل میشه به دو سه تا مشكل دیگه اصلا تار و پود بد بافته شده ،

 نمیشه بازش كرد ، فقط باید آتیشش زد و از نو بافت !  

2 نوشته شده در  یکشنبه 8 آبان1384ساعت 12:45  توسط Spiro  | 

Seven Years
آندره از اون دسته آدماییه که احساس میکنم روحیش خیلی بهم نزدیکه

 ( به قول آزا همزاد روحی )

از روزای اولی که اون آهنگ معروفش باب شده بود و همه جا تو رادیو ،گیم، پیام بازرگانی و چه

 میدونم همه جا ...میشنیدیش  هفت هشت سال میگذره همون  Till I Come  رو میگم .

دانلودش کنین پشیمون نمیشین . همینطور اینو ---> Don't Stop

این سه تا هم کارای جدیدشه که مربوط به این آلبوم آخرشه .

Believe In Me

Let U Go

Trilogie Part 2

حجمشون بالای ۵ مگه ولی می ارزه ... مگه نه حسین

اینم به خاطر حسین : -----> Take Me Over

2 نوشته شده در  یکشنبه 1 آبان1384ساعت 20:36  توسط Spiro  | 

اگه امروز زنگ نمیزدن ...!
الهی که در به در شن با این کلاسای سه ساعتشون 

رسیدم خونه بی معطلی پای تلویزیون تلپ شدم حتی نتونستم گلاب به روتون WC برم .

هی کانالارو چپ و راست میکردم چشمم به قیافه نحس اشتون كوچر خورد كانالو عوض كردم

یه جا داشت ویدئوی گوین استفانی ، این آخریه Cool رو نشون میداد .

چشام سنگین شده بود لعنتی ویدئوش هم با اون نماهای آفتابی و گرمش داشت جادوم میکرد .

دیگه نفهمیدم چی شد تو حال و هوای گوین استفانی و آرایش غلیظش بودم

 یهو حاجی جلوم سبز شد  (خود خود حاج مهدی)     

نمیدونم این گور به گور شده واسه چی جلو حالمو گرفت .  

یه کم حرف زدیم در مورد چی یادم نیست ! بعد دیدم دارم باز مثه اون وقتا سبک میشم

پاهام داغ داغ شده بود . همیشه وقتی خیلی خسته باشم یا کم خوابیم زیاد باشه

فرط و فرط اینجوری میشم !  نصف و نیمه چشممو باز کردم ، پلکم بدجوری سنگین بود ...

به خدا هیچی نخورده بودم  

یهو این حاجی دیوونه دستمو گرفت محکم کشید ... سبک شدم تو دلم خالی شده بود

مثه وقتی که با ماشین از رو یه تپه و بلندی بپری ......

.... دییییییییینگ ...    اه مرده شور ... !٬)¤٪(٬*)ِئ*~   

نفهمیدم چه جوری از جام بلند شدم زانوهام مال خودم نبود ... آیفونو برداشتم گفتن نذریه !

منم گفتم نمیخوایم   برگشتم ولو شدم سر جام ... معلوم نشد کی بوده !

 فردا حتما گندش در میاد   ... .  بازم نتونستم تو اون حالت خودمو کنترل کنم ...

همیشه اینجوری میپرم ... 

 برام سواله ! شباهت این دو نفر !! چه جوری یهو این تبدیل به اون شد ؟ 

یه چی دیگه ... مهدی بیا توضیح بده ! بین ساعت دو تا سه و نیم دقیقا کجا بودی ؟

2 نوشته شده در  پنجشنبه 14 مهر1384ساعت 21:17  توسط Spiro  | 

تناسخ ! بعد چهارم ؟! یا ... ؟
چون به این کامنتهای بلاگفا نمیشه اعتماد کرد مجبور شدم نظرم رو در مورد این مطلب اینجا بگم .

متنش اینه------->  http://azalia-jasmin.blogfa.com/post-12.aspx

فرض کنیم که جهان ما به جای سه بعد دارای ابعاد بالاتری هم هست که ما از درکش عاجزیم اگه بتونیم مثلا بعد چهارم رو به سه بعد عادی اضافه و وجودشو درک کنیم شاید راحتتر بشه به تناسخ فکر کرد و جواب مناسبی براش پیدا کرد .

حالا چه جوری ؟ 

برای نزدیک شدن به مفهوم بعد چهارم چند تا مثال میزنم :

قراره یک ملاقات رو با یکی از دوستاتون میذارین برای این کار باید مکان ملاقات یا آدرسش رو بدین یعنی طول و عرض جغرافیایی یا ارتفاع محل وقوع رویداد رو مشخص کنین .

حالا زمان ملاقات رو به عنوان بعد چهارم فرض کنین .  بدون وجود زمان میشه اون ملاقات اتفاق بیوفته ؟

تو حالت های دیگه رنگ و بو هم میتونه شامل اون وجه چهارم بشه .

یه کم تصورش سخته ! نه ؟!

خوب یه مثال دیگه! برای درک رابطه بین بعد سوم و بعد چهارم بهتره که رابطه بین بعد سوم و دوم رو مقایسه کنیم .

قال افلاطون علیه السلام : رو به شاگرداش البته :

"نژاد خاصی از انسانها را درنظر بگیرید که از آغاز عمر در یک غار زیرزمینی زندگی کرده اند و

چنان به زنجیر کشیده شده اند که تنها دیوار غار را میبینند و هرگز نمیتوانند چشمان خود را متوجه

 جای دیگری کنند.

در پشت سر این عده دیوار کوتاهی وجود دارد که در پشت آن مشعلی قرار گرفته است بر روی دیوار

اشیای مختلفی را به این سو و آن سو حرکت میدهند به طوری که سایه آنها بر دیوار غار می افتد .

اسیران غار میپندارند که سایه ها تمام واقعیت و تنها واقعیت جهان است آنان حتی نمیدانند و

 نمیتوانند درک کنند که خود صاحب جسمی سه بعدی هستند .اسیران با هم سخن میگویند،

اما پژواک صداها که از دیوار برمیگردد آنان را متقاعد کرده است که خود و یارانشان نیز سایه هایی

بیش نیستند ."

ما به هیج وجه نمیتونیم پافشاری کنیم که دید عادی و روزمره ما از جهان حتما درست ترین و همه

جانبه ترین برداشت ممکنه .

شاید عقل ما اشتباه میکنه و تعداد واقعیات خیلی بیشتر از اونیه که چشم ما بتونه همشونو ببینه .

این مثال از افلاطون تصویری از یه جهان دو بعدی رو ترسیم میکنه چون اگه زندانیان غار فکر کنند که

 وجودشون همون سایه های روی دیواره ، شکی نیست که اونا خودشونو موجودات دوبعدی میدونند.

 

یه مثال و قیاس دیگه ، تو یه رستوران نشستیم و از پنجرش بیرونو نگاه میکنیم کسی رو

 میبینیم که از جلوی ماشینمون میگذره ، اصلا به این فکر نمیکنیم که دیده نشدن اون قسمت از

تصویر ماشینمون که پشت عابر قرار گرفته به دلیل دود شدن بدنه ماشینمون بوده بلکه خیلی

ساده فرض میکنیم که یه بعد سوم فضایی وجود داره و تو این بعد پیاده رو به ما نزدیک تر

 از محل پارک ماشینمونه .

حالا باید این قیاس ها رو بین بعد سوم و چهارم هم تعمیم داد .اگه بشه بعد چهارم رو برا

چند لحظه تصور کرد ...

2 نوشته شده در  پنجشنبه 31 شهریور1384ساعت 17:35  توسط Spiro  | 

In love with myself

In love with my own reflection

With my own affection

With the vision there I see

There's  nobody else

این قانونیه که مثالای نقض فراوونی داره .

2 نوشته شده در  سه شنبه 15 شهریور1384ساعت 22:35  توسط Spiro  |